نظر علي الطالقاني

154

كاشف الأسرار ( فارسى )

اى پسر ابو قحافه آيا در كتاب خدا است كه تو از پدر خود ميراث ببرى و من از پدرم ميراث نبرم ؟ عجب افترائى بر خدا بسته‌اى ؟ ! آيا عمدا ترك مىكنيد عمل كردن به كتاب خدا را و پس پشت خود مىاندازيد ؟ زيرا كه مىفرمايد وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ 119 يعنى ميراث برد سليمان از داود ، و در قصّهء يحيى بن زكريّا گفته فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ 120 يعنى پروردگارا عطا كن به من وليّى كه ارث ببرد از من و از آل يعقوب ، و فرموده است وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ 121 ( انفال و احزاب ) يعنى خويشان و صاحبان ارحام بعضى اولى و سزاوارترند به بعضى در كتاب خدا . پس آن مظلومه آيات ارث را خواند ، بعد فرمود مىگوئيد مرا بهره و ميراثى نيست از پدرم و ميان من و پدرم رحم و خويشى نيست ؟ آيا مخصوص كرده است خدا شما را به آيات ميراث و من و پدرم را از آنها خارج نموده است ؟ يا مىگوئيد كه من و پدرم از اهل يك ملّت نيستيم و به اين سبب من از او ميراث نمىبرم ؟ يا شما داناتريد به عامّ و خاصّ قرآن از پدرم و پسر عمّم ؟ پس چون آن مظلومه ديد كه احدى از آن منافقان اعانت او نكرد و حمايت ننمود و صدائى بلند نشد ، خطاب به ابو بكر كرد و گفت : بگير فدك را امروز بىمنازع و معارض و به آسانى ، تا در روز حشر تو را ملاقات كند و در مقام حساب از تو سؤال كند . پس نيكو حكم‌كننده است خدا و طلب‌كننده حقّ محمّد است و وعده‌گاه ، قيامت است و در قيامت زيانكار خواهيد شد و ندامت فائده نخواهد بخشيد و هر چيز را قرار گاهى است و زود خواهيد دانست كه كيست آن كه مىآيد به سوى او عذابى كه خوار كند او را و حلول كند بر او عذاب مقيم . پس خطاب به انصار نمود و فرمود اى گروه شجاعان كه خود را انصار دين و ملّت مىدانيد ، اين چه سستى است كه در گرفتن حقّ من مىكنيد و اين چه تغافل است كه مىنمائيد در ستمى و ظلمى كه در حقّ من مىشود ؟ آيا پدر من كه رسول خدا است نگفت كه بايد حرمت هر كس را در فرزندانش رعايت نمود ؟ خوش زود راضى شديد به بدعتها و دست از حمايت ملّت پيغمبر خود برداشتيد و حال آن كه قدرت داريد آنچه من از شما طلب مىكنم و قوّت بر امداد و يارى من در شما هست . و اگر مىگوئيد محمّد ( ص ) وفات نمود ، اين مصيبتى بود كه اثر آن در آسمان و زمين و كوه و دشت و صحرا ظاهر شد و ستاره‌ها به سبب آن تيره گرديد و حرمتها ضايع شد و از آن عظيم‌تر مصيبتى نمىباشد